تبلیغات
همه چیز در مورد تیران - یادداشتی از مدیر وبلاگ

تیران شهری با تمدن 6 هزار ساله


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :مدیر وبلاگ
تاریخ:دوشنبه 24 مهر 1391-11:13 ب.ظ

یادداشتی از مدیر وبلاگ

     این روزها ژست روشنفكری گرفتن در این مملكت خیلی مد شده است.ولی دریغ كه فقط ژست آن مد شده است نه روشنفكری به معنای واقعی كلمه

.

در این قضیه ی كشته شدن یكی از همشهریانمان در منطقه ی شكارگاهی قمشلو نظرات متعددی از مخاطبین عزیز این وبلاگ را خواندم كه بعضی از آن ها واقعا من را متاسف كرد.

     آیا در قران نیامده است كه كشتن یك انسان به منزله ی كشته شدن همه ی انسان ها است؟؟؟

     آیا جان یك انسان را عزیز تر می دانید یا یك حیوان؟

     آیا حتی اگر این شخص كشته شده مجرم بوده باشد سزای او كشته شدن بوده است؟؟؟؟؟؟

     آیا فكری هم به حال خانواده ی این شخص مرحوم كه الان غم بی پدری و یتیمی را تحمل می كنند كرده اید؟؟؟؟؟؟؟

     آیا كشته شدن یك حیوان دل شما را به درد می آورد یا یتیم شدن یك خانواده از همشهریانمان؟؟؟؟؟؟؟؟

     مرحوم رضوانی حتی اگر خطاكار هم بود آن مامور به چه حقی بی احتیاطی كرده است و جان آن شخص را گرفته است؟

     اگر به این جرم او باید كشته می شد پس خیلی ها را باید در این مملكت به رگبار گرفت

.

      من در اینجا از طرف این وبلاگ صمیمانه به خانواده ی مرحوم رضوانی تسلیت می گویم.ان شا الله خداوند به این خانواده صبر جمیل عنایت فرماید.

     آن مامور خطا كار هم باید به دست قانون سپرده شود ولی امیدواریم او دیگر به سرنوشت مرحوم رضوانی دچار نشود.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


احسان دادخواه
جمعه 5 آبان 1391 12:27 ب.ظ
لازم نیست همه حرفها باب میل شما باشه دختر اتیش پاره
دختر اتیش پاره
جمعه 5 آبان 1391 11:28 ق.ظ
چه عجب احسان ما هم یه حرف حسابی زد ببین فک کنم اولین بار تو زندگیت یه کلوم حرف حساب زدی ...راس میگه کشتن حیوونای بی گناه ..گناه هست به درک که اون ادما کشته شدن ...میخواستن نرن بی جهت شکار کننن ..باید این اتفاقا بیفته که دیگه کسی جرات نکنه قاچاقی شکار کنه ...حقه شه ...
احسان دادخواه
یکشنبه 30 مهر 1391 04:25 ب.ظ
چون ما اونجا نبودیم به این راحتی نمیتوان نظری داد.پس من نظری ندارم.ولی در كل شكار حیوانات بی گناه در غیر ضرورت كار خوبی نیست.نامه تمام
آخـریـن پـیـشـوا
شنبه 29 مهر 1391 11:19 ب.ظ
بد نیست که با نظرات داده شده در مورد این اتفاق یه کتاب چاپ شود

قول میدهم پرفروش ترین کتاب سال تیران بشود
آقای دادخواه
شنبه 29 مهر 1391 06:17 ب.ظ
در ضمن مثل اینکه شکارچیان محبوبتون تفنگ جنگی داشتند!!نه تفنگ شکاری.دیگه از چی داری دفاع می کنی؟
آقای دادخواه
شنبه 29 مهر 1391 06:16 ب.ظ
ببین...یه بار اخطار میدن...دوبار اخطار میدن..سه بار اخطار میدن...وقتی کسی جائیش می خاره و همه چیز را به مسخره می گیره سزای این چنینه که جانش را از دست میده.طبق قانون به شکارچی سابقه دار حین ارتکاب جرم دستور ایست می دند.در صورتی که فرار کنه محیط بان نه مجاز بلکه مجبور است تیراندازی کنه.محیط بان در صورت از دست دادن و فرار شکارچیان خاطی توبیخ خواهد شد
دادخواه -
چهارشنبه 26 مهر 1391 03:36 ق.ظ
نازنین زهرا (می بخشید که نمیدانم این اسم خودتان است یا ناو وبلاگتان برای همین هم خانم و آقا به کار نمی برم)،

همانطور که گفتم و نویسنده محترم وبلاگ آخرین پیشوا هم نوشته اند، هیچکدام از ما اطلاعات کامل و درستی از ماجرا نداریم. حتی همین رساندن یا نرساند به بیمارستان را هرکسی یک جوری گزارش می کند! شما می گویید چرا به بیمارستان نرسانده اند ولی امروز یکی دیگر شنیدم که از قول یکی از افرادی که دخیل ماجرا بوده نقل می کرد که بعد از تیر خوردن فرد مجروح را بلافاصه به شهر رسانده اند و در مسیر هم آمبولانس و اورژانس خبر کرده اند تا زوردتر به داد او برسند. در هر صورت فقط میدانم که ما قاضیان خوبی برای حکم در این حادثه تاسف بار نیستیم چون اطلاع درستی از چند و چون ماجرا نداریم...

نازنین زهرا
سه شنبه 25 مهر 1391 01:04 ب.ظ
ببینید آقای دادخواه,ما به این مسئله میخوای خوش بینانه نگاه کنیم.اون چند نفر که قطعا" متخلف بودن و کارشونم اشتباه وقانون طرف حسابشون خواهد بود.اصل قضیه رو هم میزاریم بر این پایه که به صورت اتفاقی یا در حالت نزاع یا درگیری اون تیر شکلیک شده ,کاملا" هم اتفاقی!تا اینجای قضیه همه چیز بر اثر یه اتفاق پیش اومده!ولی بعد این اتفاق میشد اون فرد مضروب رو به درمانگاه رسوند تا بر اثر خونریزی فوت نکنه.اینجای قضیه که دیگه دست خودشون بوده!اعلام شده که به خاطر خونریزی کشته شده نه اصابت گلوله به نقطه ی حساس بدن!یعنی اگه به موقع بهش رسیدگی میشد الان زنده بود و چندین خانواده داغدار نمیشدن!یاخانواده ی اون محیط بان الان آشفته نبودن!اون فردخطا کرده بود ,مجازات خطاشم طیق قانون میدادنه اینکه بر اثر یه قصور و کوتاهی فوت کنه!شما عقیده دارید فقط اون محیطبانان نباید محاکمه شوند و کسانی هم که آموزش نا صحیح دادن باید جواب گو باشن!ولی جواب من اینه که چرا اصلا" بخوایم نیرویی رو که هنوز وظایفشو نمیدونه و آگاهی کامل نداره و مجاب نشده ,بهش این نوع مسئولیت رو بدیم؟!این برااولین بار نبوده برای آخرین بار هم نخواهد بود!تا وقتی اسیر بی قانونی از طرف خودمون و سوءاستفاده از مقام های افراد توی محیطهای مختلف هستیم همین آشه و همین کاسه!
آخـریـن پـیـشـوا
سه شنبه 25 مهر 1391 12:39 ب.ظ
خبر آنلاین هم این ماجرا را روی سایتش اعلام کرده اما نه با جزئیات، چون هنوز جزئیات مشخص نیست و همه اطلاعات ما از شنیده هاست و قطعیتی ندارد.
اما متاسفانه هنوز قضیه کامل روشن نشده بقول دکتر دادخواه همه دارند قضاوت عجولانه میکنند و یکی میگیه حقش بود که بمیره و یکی میگی شکاربانه چرا آزاده و یکی میگی اونی که شکاربان رو آموزش داده هم مقصر بوده و یکی میگه مشکل از قانونه و .....
متاسفانه ما از اتفاقاتی که برایمان می افتد درس نمیگیریم.
مگه همین چند سال پیش در همین تیران نبود که یه شکارچی رو برای همین کارها کشیدند بالای دار؟
مگه تو همین تیران خیلی ها برای همین کار مدت ها تو زندان نیفتادند؟
مگه این همه شکارچی و شکاربان که کشته شده اند کم است برای درس گرفتن؟
---------------------------
بقول تابناک :
ماجرای شکار و شکارچی و محیط‌بان ماجرای غم‌انگیزی است. گلوله که شلیک می‌شود همیشه حیوان شکار نمی‌شود؛‌ گاه شکارچی بر خاک می‌افتد و‌ گاه محیط‌بان. فرقی نمی‌کند؛ چه محیط‌بان جان ببازد چه شکارچی، جوانی از دست می‌رود، خانواده‌ای به سوگ می‌نشیند، مادری داغدار می‌شود، زنی بیوه و کودکی یتیم. در این بازی غم‌انگیز بدون برد، محیط‌بان در هر شرایطی بازنده است؛ بکشد گرفتار بند و زندان می‌شود، نکشد خود کشته می‌شود.
----------------------------

آخه شکارچی ، چرا میری اونجایی که نباید بری و یا خودت و خانوادت رو بدبخت میکنی یا یکی دیگه رو ؟
اگه مسلمونی برو اون حدیث هایی که توی دو پست قبلی گذاشتم رو بخون و دست از این کارها بردار ؟
اگه هم نه مسلمون هستی و نه انسان ، اینقدر برو تو منطقه ممنوعه تا یا با گلوله شکاربانی بمیری یا یک شکاربان رو بکشی و ببرندت پای دار و بازم خودت بمیری؟

دادخواه
سه شنبه 25 مهر 1391 10:50 ق.ظ
...ادامه:

از طرفی برنامه های اطلاع رسانی عمومی كافی هم برای جلب اعتماد مردم به اعمال ضابطان قانونی در سازمانهای مختلف وجود ندارد كه با ذكر مثالی قضیه شاید روشن تر شود:
چندی پیش در یك دانشگاهی (غیر از دانشگاه خودمان) صحبت بر سر مقررات سخت و بی معنای ورود به آن دانشگاه بود كه با وجود داشتن چند در و وجود نگهبان در آنها باز افراد را به درهای دیگر پاس می‌دهند. یكی از اساتید گفت در آن دانشگاه در سالهای قبل به علت وجود درختان توت فراوان روزهای تعطیل افراد متفرقه زیادی برای تكاندن توت با وانت به دانشگاه می آمدند كه اغلب هم خانواده های نگهبانان و انتظامات همان جا بودند. برای حل موضوع رئیس دانشگاه دستور داد كه روزهای تعطیل كسی حق ورود به دانشگاه را ندارد. روز جمعه بعد نگهبانان از ورود استادی كه قصد برگزاری امتحان در آن روز جمعه را داشت جلوگیری كردند در حالی كه دانشجویان را راه داده بودند و همه سر كلاس بودند. كه بعد از ورود رئیس دانشگاه به ماجرا مشخص شد كه همان جمعه هم وانتها و توت تكانی مثل قبل ادامه داشته و انتظامات برای تلافی فقط از ورود اساتید جلوگیری كرده اند. حال اگر نگوییم خیلی، حد اقل بعضی از مردم این ذهنیت را دارند كه این ماجرا جاهای دیگر هم همین طور است و دستگاههای مزبور وظیفه دارند كه با اطلاع رسانی و تعامل درست با مردم ثابت كنند این طور نیست.
دادخواه - وبلاگ
سه شنبه 25 مهر 1391 10:49 ق.ظ
نازنین زهرا،
سوای مسائل دیگر در اینجا بر اساس گفته های شما دو موضوع پیش می‌آید:
1- آیا واقعا قصوری صورت گرفته و الف) امكان عدم درگیری بوده است؟ ب) در درگیری آیا واقعا تیراندازی به قصد كشت انجام گرفته و یا در اثر حركت سریع فرد مضروب ضربت كاری شده است؟ ج) پس از مجروح شدن شكارچی آیا امكان نجات جان او وجود داشته و قصوری عامدانه یا جاهلانه صورت گرفته؟ كه در صورت قصور عامدانه صرف نظر از بند الف و ب حكم همه كسانی كه در نجات جان مضروب كوتاهی كرده اند واضح است
2- در صورت قصور جاهلانه، آیا اینجا فقط محیط بان یا محیط بانان هستند كه باید محاكمه و مجازات شوند یا آنهایی كه در امر آموزش این افراد با توجه به مخاطرات شغلی آنها كوتاهی كرده اند هم باید محاكمه شوند؟
در صورتی كه مطالب مطروحه ار طرف شما مبنی بر نرساندن مجروح به درمانگاه یا اورژانس اثبات شود خوب اصل قصور چه عامدانه یا جاهلانه در این قضیه واقعا تاسف بار خواهد بود.
متاسفانه این كوتاهی های موجود در امر آموزش و پایین آوردن ریسك مشاغل خطرناك فقط در این موضوع نیست كه باعث از دست رفتن جانها شده است. بارها بنده شخصا شاهد بوده ام و شما هم هم حتما شخصا یا از فیلمهای پلیس راهنمایی و پلیس راه در سیما دیده اید كه در بسیاری از موارد پلیسهای ما استانداردهای اولیه ایمنی و سلامت را حتی برای حفظ جان خودشان هم رعایت نمی‌كنند و به طور مثال خیلی از اوقات وقتی خودرویی را متوقف میكنند در خودرو می نشینند تا راننده اتومبیل متوقف شده پیاده شود و بیاید پیش آنها یا اینكه در شب و جاده تاریك می روند و جلوی خودرویی كه فراری هم نیست و با چراغ گردان پلیس ایستاده است توقف می كنند كه در این موارد راننده خودروی خلافكار در موقعیت مسلط بر پلیس قرار می‌گیرد و اگر فرد خطرناكی باشد به راحتی هر كاری بخواهد می‌تواند انجام دهد! ...دامه دارد
نازنین زهرا
سه شنبه 25 مهر 1391 08:59 ق.ظ
سلام آقای دادخواه. میدونید راه پایان دادن به این نوع موارد چیه؟اینه که یه قانون نظام مند درست و حسابی داشته باشیم. قانونی که برا همه به یه جور اجرا بشه. نه قانونی که در حق یه نفر اچحاف بشه و درمورد یه کیس مشابه کاملا" به نفع وی خاتمه پیدا کنه!پرسیدید چرا باید کشته بدیم ؟! کشته میدیم چون حدو حدود وظایف خودمونو نمیدونیم!طرح حفاظت از مناطق حفاظت شده طرح بیهوده ای نیست ولی مسئله ای که الان مطرحه اینه که اون شکاربان از قدرتی که برا تیر اندازی داشته سوءاستفاده کرده,چرا باید فرد تیر خورده و مجروح رو که خونریزی داشته ,توی ماشین بزارن و به جای این که به سمت اورژانس یا بیمارستان ببرند به سمت پاسگاه وسط بیابان بردن؟؟؟!!!!اینا به نظر شما چه معنی ای داره؟ مگه غیر اینه که بر اثر کوتاهی اون چند نفر ,وی فوت شده؟؟؟!!!این نشون میده که اونا کار خودشونم بلد نیستن. وقتی نمیتونن جان یک انسان رو نجات بدهند چه انتظاری هست از حیوانات منطقه حفاظت کنند!؟متاسفانه ما درگیر پست و مقام و سمت هایی هستیم که بهمون میدن!ولی ذره ای از مسئولیتی که داریم در قبال اون سمت آگاهی نداریم.کار اون چند نفر شکارچی اشتباه بوده,ولی تقاص اون اشتباه این اشتباه بزرگ نبود!
دادخواه
سه شنبه 25 مهر 1391 12:32 ق.ظ
دوست عزیز
هیچکس از کشته شدن هیچ انسان دیگری حتی از اعدام یک آدم کش خوشحال نمی شود چه برسد به کشته شدن یک همشهری.
این یک تراژدی است که ما هم خود را در غم خانواده آن مرحوم شریک می‌دانیم. خداوند آن مرحوم را بیامرزد و به خانواده اش در این مصیبت صبر دهد.
اما مسئله واقعی چیزی بزرگتر از این است.
نمی دانم این خبر را هم خواندید یا نه که بدون مشخص کردن محدود زمانی نوشته بود تا کنون 113 محیطبان و 336 شکارچی در این درگیری های محیطبانان و شکارچیان کشته شده اند http://www.tabnak.ir/fa/news/278852 . همین حالا هم محیط بانانی در نوبت قصاص هستند مگر اینکه خانواده مقتولان رضایت دهند. صرف نظر از اینکه قانون درست است یا نه، صرف نظر از اینکه اصلا حفظ و نگهداری محیط زیست و ذخایر طبیعی کاری است درست یا عبث، در این میان محیط بانان که اغلب از قشر ضعیف جامعه که آنها هم هموطنان یا همشهریان خودمان هستند باید چکار کنند که از یک طرف جان خودشان در خطر است و از طرفی هرگاه حادثه ای پیش بیاید از انجائیکه اغلب تنها هستند تنها باید جوابگوی قاضی و دیگران باشند. در این قضیه درحالیکه همه می گوییم قضاوت کار ما نیست ولی همه در حال قضاوت هستیم و از جمله شما که حکم کرده اید این محیط بان بی احتیاطی کرده است در حالیکه واقعیت می تواند هرچیزی بین دو سر طیف بی گناهی کامل محیط بان تا گناهکاری کامل او باشد. ولی به نظر شما راه پایان دادن به کشته شدن هردو طرف چیست؟
آیا کلا مناطق حفاظت شده طرح بیهوده ای است و بهتر است کنار گذاشته شود؟ یا کلا محیط بانان حق تیراندازی و دستگیری در هیچ شرایطی را نداشته بباشند؟ راه حل مورد نظر شما برای جلوگیری از این حوادث تاسف بار چیست؟ چرا در هر موضوعی ما فقط باید کشته بدهیم و به فکر راه حلی برای فیصله دادن به مشکل نیستیم؟
پاسخ مدیر وبلاگ : سلام
جا دارد از شما به خاطر نظراتی كه برای مطالب وبلاگ ما می فرستید تشكر كنم.البته این روزها بحث پیرامون این نظرات كمی شدت گرفته است.و خیلی ها با آزادی بیان وبلاگ مخالف هستند.
البته من قبلا هم نظر خودم را در این زمینه عرض كرده ام ولی باز هم می گویم كه مخالف توهین به اشخاص و مقدسات هستیم ولی با نظری كه صرفا در مخالفت با نظر ما باشد مشكلی نداریم و از آن استقبال می كنیم.
كه انصافا همین رویكرد باعث شده است كه بعضا در بعضی از مطالب مباحثه های خوبی بین مخاطبان شكل بگیرد..البته گاها نظرات نا مربوط هم دیده می شود كه نگاه ما به این نظرات هزینه ای است كه باید در قبال آزادی بیان پرداخت كرد و معتقدیم با تحمل آن ها برآیند كار رشد فضا و بهبود مباحثه ها خواهد بود.
نازنین زهرا
دوشنبه 24 مهر 1391 10:01 ب.ظ
کاش به جای این همه باشگاه زیبایی اندام
یه باشگاه زیبایی افکار هم داشتیم
مشکل امروز ما اندام ها نیستن،افکارها هستن !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر